زمان کنونی: ۲۹-۱۰-۱۳۹۷, ۱۱:۴۶ صبح درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)

به منظور دست یابی و بهره مندی از تمام مطالب و امکانات سایت لطفا ابتدا ثبت نام کنید و سپس با نام کاربری خود وارد سایت شوید. حضور گرم و سبز شما موجب دلگرمی ما در جهت تحقق اهداف و آرمانهای سایت است.
عمرتان بلند ، عاقبت شما به خیر     



[-]
آخرین ارسالی ها
کانون وکلای مرکز خواستار حذف تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری شد
شروع کننده:علی عابدینی آخرین پست توسط:دادستان پاسخ ها:1 اخبار وکالت و قضاوت نمایش ها:10 زمان:دیروز
چگونگی حل و فصل اختلاف از طریق داوری
شروع کننده:دادستان آخرین پست توسط:دادستان پاسخ ها:0 هیئت های تشخیصی و حل اختلاف نمایش ها:7 زمان:دیروز
جلسه مسئولان عالی قضایی
شروع کننده:دادستان آخرین پست توسط:دادستان پاسخ ها:0 اخبار قوه قضائیه نمایش ها:5 زمان:دیروز
بررسی یک پرونده ، تحلیل ، بررسی و نقد رأی دادگاه
شروع کننده:علی عابدینی آخرین پست توسط:علی عابدینی پاسخ ها:0 نفقه ، نشوز ، تمکین نمایش ها:7 زمان:دیروز
حاج محمدرضا اعتمادیان درگذشت
شروع کننده:علی عابدینی آخرین پست توسط:علی عابدینی پاسخ ها:0 اخبار عمومی ، سیاسی ، اقتصادی و غیره نمایش ها:4 زمان:دیروز
آن 3 پسر من و سمیه را بی عفت کردند !
شروع کننده:علی عابدینی آخرین پست توسط:علی عابدینی پاسخ ها:0 حوادث سایر استانها نمایش ها:6 زمان:دیروز
قاتل اسلحه را روی سینه جوان مشهدی گذاشت و شلیک
شروع کننده:علی عابدینی آخرین پست توسط:علی عابدینی پاسخ ها:0 حوادث سایر استانها نمایش ها:5 زمان:دیروز
مرگ دردناک امیرحسین و آرمان 2 پسر مدرسه ای کمر مادر و پدرشان را شکست
شروع کننده:علی عابدینی آخرین پست توسط:علی عابدینی پاسخ ها:0 حوادث سایر استانها نمایش ها:6 زمان:دیروز
رعایت اصول فنی در طراحی سایت
شروع کننده:sitecode آخرین پست توسط:sitecode پاسخ ها:0 لینک سایت های حقوقی غیرفارسی نمایش ها:5 زمان:۲۷-۱۰-۱۳۹۷
ویژگی طراحی سایت های حرفه ای
شروع کننده:azadehsadeghi آخرین پست توسط:azadehsadeghi پاسخ ها:0 مقالات نمایش ها:6 زمان:۲۶-۱۰-۱۳۹۷
جهت حرکت: - سرعت: - (توقف | حرکت) - بارگذاری مجدد


تغییر عناصر دعوی: شرحی بر ماده 98قانون آیین دادرسی مدنی
زمان کنونی: ۲۹-۱۰-۱۳۹۷, ۱۱:۴۶ صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: علی عابدینی
آخرین ارسال: علی عابدینی
پاسخ ها 1
بازدید 25

ارسال پاسخ 
تغییر عناصر دعوی: شرحی بر ماده 98قانون آیین دادرسی مدنی
نویسنده پیام
علی عابدینی / آفلاین
مدیریت کل
جنسیت: مرد
اطلاعات کاربر
ارسال‌ها: 412
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۹۰
اعتبار: 13
سپاس ها 77
سپاس شده 159 بار در 126 ارسال
ارسال: #1
تغییر عناصر دعوی: شرحی بر ماده 98قانون آیین دادرسی مدنی
اصل مقاله
علم حقوق علم موجودات اعتباری بوده و تفاوت وجود اعتباری و وجود طبیعی در این
است که وجود طبیعی وجود خارجی دارد، اما وجود اعتباری وجود خارجی نداشته و قابـل
لمس نیست؛ با این حال میتـوان آن را فهمیـد، ماننـد بیعـی کـه بـین مـردم متـداول اسـت.
انسانها برای تنظیم روابط خود موجودات اعتباری زیادی خلق کرده که علم حقوق به ایـن
روابط نظم میدهد. تعیین ماهیت هر موجود اعتباری با تعیین عناصر آن امکـانپـذیر اسـت.
بهطور مثال مادهی 55قانون مدنی وقف را با توجه به عناصر سازندهی آن، اینگونه تعریف
میکند: »وقف عبارت است از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود« یا اینکه ماده
308قانون مدنی غصب را اینگونه تعریف میکند: »غصب استیلا بر حق غیر است به نحـو
عدوان«. بنابراین با توجه به تعاریف یادشده و مراجعه به کتب حقـوق و فقهـی مـیتـوان بـا
تجزیه و تحلیل عناصر ماهیتهـای حقـوقی، آنهـا را از یـکدیگـر بـاز شـناخت )هرمـزی،
(1389؛ این امر حتی در مواردی که ماهیتهای حقوقی تعریـف نشـدهانـد نیـز امکـانپـذیر
میباشد )جعفری لنگرودی، ،1382ص .(329
حال با توجه به مقدمهی یادشده این سؤال مطرح میشود که تعریـف دعـوی چیسـت و
عناصر آن کداماند؟ آیا پس از تعیین عناصر دعـوی و در اثنـاء رسـیدگی مـیتـوان عناصـر
دعوی را تغییر داد؟ در این مقاله پاسخ به سئوالات یادشده را با توجه به ماده 98قانون آیین
دادرسی مدنی بحث کرده و پاسخ خواهیم داد.
قسمت اول ـ بحث نظری
مفهوم دعوی
در قوانین موضوعهی ایران دعوی تعریف نشده است. اصل سـی و چهـارم قـانون
اساسی، دادخواهی را حق مسلم هر فرد مـیدانـد و در اصـل بعـدی سـخن از طـرفین
دعوی به میان آورده اما تعریفی از دادخواهی و دعـوی و تفـاوت آنهـا ارائـه نکـرده
است. قانون آیین دادرسی مدنی نیز با آنکه در مواد متعددی کلمهی دعـوی را بیـان
کرده، اما آن را تعریف نکرده است.
11
تغییر عناصر دعوی: شرحی بر ماده 98قانون آیین دادرسی مدنی
دکتر احمد متین دفتری، دعوی را اینگونه تعریف میکنـد: »دعـوی عبـارت از عملـی
است که برای تثبیت حقی انجام میشود؛ یعنی حقی که مورد انکار یـا تجـاوز قـرار گرفتـه
است« )متـین دفتـری، ،1378جلـد ،1ص .(209اسـتاد لنگـرودی نیـز دعـوی را ایـنگونـه
تعریف کردهاند: »الف: منازعه در حق معین را گویند؛ ب: ادعای مدعی که دعوی به معنی
اخص نامیده میشود؛ ج: مجموع ادعای مدعی و دفاع مدعی علیه که دعوی به معنـی اعـم
نامیده میشود« )لنگرودی، ،1370ص .(290دکتر کاتوزیان نیز دعوی را اینگونه تعریـف
میکند: »دعوی حقی است که به موجب آن اشخاص میتوانند به دادگاه مراجعه و از مقـام
رسمی بخواهند که به وسیلهی اجرای قانون، از حقوقشان در برابـر دیگـری حمایـت شـود«
)کاتوزیان، ،1373ص .(117دکتر عبداله شمس با بررسی بیشتری گفته اسـت: »دعـوی در
قوانین در سه مفهوم مختلف بهکار میرود: اول ـ دعوی، توانایی قانونی مدعی حـق تضـییع
یا انکار شده در مراجعه به مراجع صالح در جهت وارد بودن یـا نبـودن ادعـا و ترتـب آثـار
قانونی مربوط است؛ دوم ـ دعوی در بعضی مقـررات، بـه مفهـوم منازعـه و اختلافـی آمـده
است که در مرجع قضاوتی مطرح شده و تحت رسیدگی بوده یا میباشد. بنـابراین دعـوی،
بدین مفهوم زمانی محقق میشود که دعوی در معنای اول )حق قانونی اقدام( بهوجود آمده
و دارندهی حق، آن را اعمال کرده و در معرض رسـیدگی مرجـع قـانونی قـرار داده باشـد.
دوم، دعوی در بعضی موارد به معنی ادعا بهکار میرود که منظور ادعایی مـیباشـد کـه در
مرجع قضاوتی مطرح نشده و یا ادعایی که در خلال رسـیدگی بـهعنـوان امـر تبعـی مطـرح
میشود« )شمس، ،1380جلد ،1صص 311ـ .(310بهنظر مـیرسـد تعریـف اول، تعریـف
حق دادخواهی و تعریف دوم، تعریف دعوی به مفهومی که در دادرسی مدنی مطرح است،
میباشد.
فقها نیز دعوی را تعریف نکرده و بیشتر عناصر آن را مـورد بحـث قـرار داده و آن را بـا
عنوان مدعی و منکر بیان کردهاند؛ زیرا از نظر فقها، دعوی هنگامی تحقـق مـییابـد کـه دو
نفر در مورد حقی مدعی و منکر باشند؛ بنابراین به دعوی از این زاویه نگاه میکنند.1
.1صاحب عناوین در این مورد بیانی زیبا دارد: لاریب فی أن الدعوی و الانکار لا یتحققان الابنفی و إثبات واردین
علی شیء واحد. فلو نفی کلّ منهما او اثبته کل منهما فلا نزاع، ولو نفی احد هما شیأ و اثبت الآخر شیأ آخر فلا بحث
ایضاً، إلا اذا رجع الاثباتین الی شیء واحد، هو محل نزاع، و کذا لو أثبت کل منهما شیأ آخر، أو نفی کل منهما شیأ
آخر، فأنه لا یتحقق نزاع الا اذ ارجح احد اثباتین الی نفی معارض الاخر، أو احد النفین الی اثبات معارض آخر: السید
عبدالفتاح الحسینی المراغی، العناوین ـ مؤسسه النشر الاسلامی، التاریخ 1418هـ . ق. الجزء الثانی، ص ،5819القاعده
12
فصلنامه پژوهش حقوق خصوصی، سال دوم، شماره سوم، بهار و تابستان1392
در حقوق فرانسـه نیـز در مـورد تعریـف دعـوی اخـتلاف وجـود دارد و مفهـوم آن بــا
مفــاهیمی ماننــد؛ حـــق دادخـــواهی ،1رســیدگی قضــایی ،2ادعــا ،3تقاضــای رســیدگی بــه
دادخواست 4به هم آمیخته شده و در مورد آن اختلاف وجود دارد. 5با ایـن وجـود، مـادهی
30قانون آیین دادرسی مدنی فرانسه دعوی را اینگونـه تعریـف مـیکنـد: »دعـوی از نظـر
مدعی حق عبارت از این است که ادعای اوتوسط قاضی بهمنظور اثبات یا عدم اثبات شنیده
شود و برای طرف دیگر دعوی عبارت است از مورد انکار قراردادن اساس آن ادعا«.6
تعریف قانون آیین دادرسی مدنی فرانسه از دعوی به حقیقت نزدیکتر مـیباشـد؛ زیـرا
تعریف یادشده نزاع را از زاویـهی هـر دو طـرف دعـوی نگـاه مـیکنـد، چـرا کـه در واقـع
خواهان مدعی حقی از خوانده و خوانده منکر وجود چنین حقی است. این تعریـف بـا نظـر
فقهای اسلامی در مورد مدعی و منکر نیز مشابهتهایی دارد.
حال با توجه به تعاریف یادشده و با عنایت بـه عناصـر دعـوی کـه عبارتنـد از خواهـان،
خوانده، موضوع دعوی و جهات آن میتوان دعوی را اینگونه تعریف کرد: دعوی عبارت
است از مراجعهی شخصی به دادگاههای دادگستری و ادعای حقی از طرف او علیه دیگری
به جهتی از جهات قانونی و ابلاغ آن به خوانده و شروع به رسیدگی به آن در دادگاه.
تعریف یادشده در واقع تفاوت اقامهی دعوی با حق مراجعه بـه دادگـاه را تبیـین کـرده؛
زیرا کلیهی اشخاص حق رجوع به دادگاه را دارند اما هنگامی میتوانند این حـق را اعمـال
کنند که حقی از حقـوق آنهـا انکـار یـا تضـییع شـده و تصـمیم بـه رجـوع بـه دادگـاههـای
دادگستری بگیرند. از طرف دیگر صرف رجـوع بـه دادگسـتری و ارایـهی دادخواسـت یـا
البینه علی المدعی و الیمین علی من أنکر. همچنین ر.ک: 1ـ میرزا محمد حسن الآشتیانی، کتاب القضاء، منشورات
دارالهجره: تاریخ 1404هـ . ق. ص 2 .331ـ علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه، جلد ،33مؤسسه فقهالشیعه،
بیروت، لبنان ،1413هـ . ق، ص 393ـ کتاب الدعوی و توابعها )المدعی الذی یخلی و سکوته، أو یخالف اصل او
الظاهر المنکر بازائه... 3ـ السید محمدجواد الحسینی العاملی، مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامه، المجلد 20ـ کتاب
القضاء، دارالتراث، لبنان، بیروت ،1418هـ . ق. ، ص ،109المقصد الثالث، فی الدعوی و الجواب.
1. Le droit d'accès à un tribunal
2. Instance
3. Prètention
4. Demande
5. Nicolus, Cayrol, Reportoire, de Procèdeur civil, 2003 …
Loic Cadià, Jacques Normand, Soraya Amranime Mèkki, Thèorie Gènèrale du Procèdeur
civil, Puf- 2010, P. 3104, La notion d'action.
6. L'action est Le droit, Pour l'auteur d'une pretention, d'être endtendu sur le fond de celle-ci
afin que le juge le dise bien au mal fondè. pour l'adversair, l'action est le droit de discuter le
bienfondé de cette pretention.
13
تغییر عناصر دعوی: شرحی بر ماده 98قانون آیین دادرسی مدنی
شکایت به معنای تحقق دعوی نیست؛ زیرا امکان دارد شخص پس از ثبـت دادخواسـت یـا
شکایت و قبل از ابلاغ به خوانده و شروع رسیدگی، دادخواست یا شکایت خـود را مسـترد
کند. به همین منظور است که ماده 107قانون آیین دادرسـی مـدنی بـین اسـترداد دعـوی و
دادخواست تفکیک قائل شده و اشعار میدارد: »استرداد دعوی و دادخواست به ترتیب زیر
صورت میگیرد:
الف( خواهان میتواند تا اولین جلسه دادرسی دادخواست خود را مسترد کنـد. در ایـن
صورت دادگاه، قرار ابطال دادخواست صادر مینماید؛
ب( خواهان میتواند مادامی که دادرسی تمام نشده دعـوای خـود را اسـترداد کنـد. در
این صورت دادگاه قرار رد دعوی صادر مینماید.«
همانگونه که ملاحظه میشود، بند الف و ب ماده ،107استرداد دادخواست را تـا قبـل
از اولین جلسه رسیدگی امکانپذیر میداند. بنابراین بعد از ارایهی دادخواست بـه دادگـاه و
تا آغاز اولین جلسه هنوز دعوی شروع نشده زیرا خوانده چیزی نگفته و منکرِ حق خواهـان
نشده است. بهعبارت دیگر، وجود مدعی و منکر برحق واحد تحقق نیافته و ای بسا خواهان
با استرداد دادخواست خود دیگر هیچ وقت مدعی وجود حقی برای خود نشود. امـا بعـد از
آغاز رسیدگی یعنی وجود مدعی و منکر برحق واحد، دعوی تحقق پیدا میکند. بـه همـین
دلیل فقها معتقدند که اگر مدعیعلیه )خوانـده( اقـرار بـه نفـع مـدعی کنـد، دعـوی از بـین
میرود زیرا مدعی و منکر وجود ندارد. 1استاد لنگرودی نیز به تقلیـد از فقهـا بـراین عقیـده
است که در این موارد نیاز به صدور حکم نیست و چون نزاعی وجود ندارد، قاضی میبایـد
قرار سقوط دعوی صادر کند )لنگرودی، ،1352جلد ،3ص .(539
.1از جمله شرایط دعوی نزد فقها این است که مدعی دعوای خود را علیه شخص مطرح نماید. امام خمینی )قدس
سره( در شروط سماع دعوی مینویسد: السابع: »آن یکون للمدعی طرف یدعی علیه، فلو ادعی أمرأ دون ان تکون علی
شخص ینازعه فعلاً لم تسمع«. آیتاالله العظمی محمد فاضل لنکرانی )قدس سره( در شرح این شرط اینگونه تحریر
میکند: »لا خفاء فی أنّ رفع التنازع و فصل الخصومه یفتقر الی ان یکون هنا شخصان متنازعان، فلو ادعی امراً من دون
ان تکون علی شخص ینازعه فعلاً فیها، لم تسمع«: تفصیل الشریعه، فی شرح تحریر الوسیله، القضاء والشهادات، مرکز
فقه ائمه الاطهار 1420هـ . ق. صص 84ـ..83
14
فصلنامه پژوهش حقوق خصوصی، سال دوم، شماره سوم، بهار و تابستان1392
عناصر دعوی
حال که مفهوم دعوی بهعنوان یک وضعیت حقوقی روشن شد به تبیین عناصـر سـازنده
آن میپردازیم؛ این عناصر عبارتند از:
الف( اطراف دعوی: خواهان )مدعی( شخصی است که ادعای حقی علیه غیر مـیکنـد.
حال خواهان امکان دارد شخصی حقیقی یا حقوقی بوده و بیش از یک یـا چنـد نفـر باشـد.
خوانده )مدعیعلیه( که علیه او ادعای حقی شده نیز امکان دارد شخص حقیقی یـا حقـوقی
بوده و بیش از یک نفر باشد.
ب( موضوع دعوی: که همان حق مورد نزاع بوده و در دادرسی مدنی منظور از موضوع
دعوی مجموع ادعاهای خواهان و خوانده است. بهطور مثال اگر خواستهی خواهـان اثبـات
وجود حق ارتفاق در ملک متعلق بـه غیـر باشـد، موضـوع دعـوی جمـع ادعـای خواهـان و
خوانده در مورد وجود حق ارتفاق میباشد.
ج( سبب یا اسباب وجود حق: مادهی 140قانون مـدنی اسـباب تملـک را احصـا کـرده
است. این ماده مقرر میدارد: »تملک حاصل میشود: 1ـ به احیای اراضی مـوات و حیـازت
اشیای مباحه؛ 2ـ به وسیلهی عقود و تعهدات؛ 3ـ به وسیلهی اخذ به شفعه؛ 4ـ به ارث.
در این ماده مراد از تملک، تنها مالکیت نیست بلکه حق میباشد. بـر مـوارد یادشـده در
این ماده باید الزامات غیرقراردادی یا مسئولیتهای قهری و حقـوقی را کـه منشـأ ایجـاد آن
قانون است، افزود. بنابراین شخصی که ادعای حقی میکند و مدعی است شخص دیگـری
حق او را مورد تضییع و انکار قرار داده، باید اسباب ایجاد حق خود را در دعوی بیان کنـد.
گرچه در فقه بیان سببِ ایجاد حق بهعنـوان شـرط اسـتماع دعـوی نیامـده 1امـا قـانون آیـین
دادرسی مدنی به موجب بند 4ماده 51بیان تعهدات و جهات )اسباب( را ضروری میداند.
.1لم یشترط فی سماع الدعوی ذکر الاسباب، فتکفی الدعوی بنحو اطلاق من غیر ذکرالسبب سواء کان المدعی به عیناً
أو دینأ او عقد منالعقود، اذ لا دلیل علیالشتراط ذکر السبب، فیرجع الی أدله وجوب سماع الدعوی و النظر فی
المرافعه: الشیخ حسین الموید: مبانی القضاء و الشهادات ـ مکتبة الفراهیدی ـ قم، 1411هـ . ق. ص .146لم یشرط فی
سماع الدعوی ذکر سبب استحقاقه، فتکفی الدعوی به نحو اطلاق من غیر ذکر السبب ـ آیتاالله العظمی الشیخ محمد
الفاضل لنکرانی، تفصیل الشریعة فی شرح التحریر الوسیله ـ القضاء و الشهادات ـ ص ،90مرکز فقهالائمه الاطهار،
. هـ . ق1420
نیز ر.ک: آیتاالله العظمی السید عبدالکریم اردبیلی، فقه القضاء الجزءالثانی، ص 477ـ فیاشتراط الکشف عن الاسباب
الدعوی ـ مؤسسه النشر الجامعه المفید الطبعه الثانیه، 1423هـ . ق.
15
تغییر عناصر دعوی: شرحی بر ماده 98قانون آیین دادرسی مدنی
ضرورت تعیین دقیق عناصر دعوی هنگام اقامهی آن
بهموجب قانون آیین دادرسی مدنی، صحت اقامهی دعوی مشروط به بیان دقیـق عناصـر
دعوی است؛ زیرا لازمهی طرح دعوی ارایهی دادخواست میباشد. مادهی 48قـانون آیـین
دادرسـی مـدنی مقـرر مـیدارد: »شـروع رسـیدگی در دادگـاه مسـتلزم تقـدیم دادخواسـت
میباشد«؛ بنابراین برای اقامهی دعوی باید مدعی حق، دادخواسـت بدهـد. دادخواسـت نیـز
باید حاوی شرایطی باشد. مادهی 51شـرایط دادخواسـت را بیـان کـرده و در واقـع شـرایط
یادشده در دادخواست عناصـر دعـوی را تعیـین مـیکنـد. مـادهی یادشـده اشـعار مـیدارد:
»دادخواست باید به زبان فارسی در روی برگهای چاپی مخصـوص نوشـته شـده و حـاوی
نکات زیر باشد:
.1نام، نام خانوادگی، نام پدر، سن، اقامتگاه و حتیالامکان شغل خواهان؛
تبصره: در صورتی که دادخواست توسط وکیل تقدیم شود، مشخصات وکیل نیـز بایـد
درج گردد؛
.2نام، نام خانوادگی، اقامتگاه و شغل خوانده؛
.3تعیین خواسته و بهای آن، مگر این که تعیین بهـا، ممکـن نبـوده و یـا خواسـته، مـالی
نباشد؛
.4تعهدات و جهاتی که به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبه میداند. بهطـوری
که مقصود واضح و روشن باشد؛
.5آنچه که خواهان از دادگاه درخواست دارد؛
.6بیان ادله و وسایل که خواهان برای اثبات ادعای خـود دارد، از اسـناد و نوشـتجات و
اطلاع مطلعان و... ؛
.7امضای دادخواست دهنده.
همانگونه که ملاحظه میشـود، در دادخواسـت بایـد عناصـر دعـوی یعنـی خواهـان و
خوانده )بند 1و ،(2موضوع دعوی )خواسته بند ،(3اسباب دعوی و دلایل اثبـاتی آن )بنـد
4و (6تعیین شود. ماده 51قانون آیین دادرسـی مـدنی بـا مـاده 296قـانون یادشـده کـه در
مورد مضمون رأی دادگاه است، مطابقت دارد؛ زیـرا دادگـاه نیـز هنگـام صـدور رأی بایـد
عناصر دعوی را تعیین کند. ماده 296مقرر میدارد: »رأی دادگاه پس از انشای لفظی، بایـد
نوشته شده و به امضای دادرس یا دادرسان برسد و نکات زیر در آن رعایت شود:
.1تاریخ صدور رأی؛
16
فصلنامه پژوهش حقوق خصوصی، سال دوم، شماره سوم، بهار و تابستان1392
.2مشخصات اصحاب دعوی یا وکیل یا نمایندگان قانونی آنان با قید اقامتگاه؛
.3موضوع دعوی و درخواست طرفین؛
.4جهات، دلایل، مستندات، اصول و مواد قـانونی کـه رأی براسـاس آنهـا صـادر شـده
است؛
.5مشخصات و سمت دادرس یا دادرسان دادگاه.«
ملاحظه میشود که در رأی دادگاه نیز عناصر دعوی باید تعیین شـود. بنـد ،2اصـحاب
دعوی، بند 3موضوع دعوی و بند 4اسباب دعوی و دلایل اثباتی آن.
در حقوق فرانسه که قانون آیین دادرسی مدنی کشورمان تا حدود زیادی از آن اقتبـاس
شده، هنگام طرح دعوی، خواهان باید خوانده، موضوع دعوی )خواسته( و جهات قانونی و
حکمی و همچنین اسباب وجود حق را در دادخواست بیان کند.
مادهی 55قانون آیین دادرسی مدنی فرانسه مقرر میدارد: »فراخوانی طرف بـه دعـوی،
عمل مأمور اجرای دادگستری است که به موجب آن خواهان از طرف خود میخواهد کـه
نزد قاضی حاضر شود .1همچنین مادهی 56قانون آیین دادرسی مدنی فرانسه مقرر مـیدارد:
»سند فراخوانی به دعوی علاوه بر آنچه که مأمور اجرای دادگسـتری در آن قیـد مـیکنـد،
باید حاوی موارد زیر باشد، در غیر این صورت ابطال خواهد شد:
1ـ تعیین دادگاهی که دادخواست به آن ارجاع خواهد شد؛
2ـ موضوع دعوی و شرح اسباب حکمی و موضوعی آن«.2
بنابراین، در حقوق فرانسه نیز هنگام طرح دعوی باید عناصر آن بهطـور دقیـق مشـخص
شود. همچنین در حقوق فرانسه در رأی دادگاه نیز باید عناصر دعوی بیان شود. بنـد 6مـاده
454قانون آیین دادرسی مدنی فرانسه دادگـاه را مکلـف بـه بیـان اصـحاب دعـوی در رأی
کرده است. صدر ماده مقرر میدارد: »رأی دادگاه به نام مردم فرانسه صادر و متضمن موارد
زیر میباشد: ... اسم، فامیل یا اسم مسـتعار اصـحاب دعـوی و هـمچنـین محـل سـکونت یـا
اقامتگاه آنها«. مادهی 455همان قانون نیز مقرر میدارد: »رأی دادگاه باید ادعاهای طـرفین،
دفاع و جهات آن را بهطور خلاصه بیان کند«. چنین شرحی میتواند جمعبندی ارایه شدهی
1. art 55-l'assignation est l'acte d'huissier de justice par lequel Le demandeur cite son
adversaire à comparaitre devant le juge.
2. art 56 - l'assignation contient à peine de nullitè, outr les mentions prescrites pour l'act
d'huisseir de justice 1- l'indication de la jurisdiction devant le quelle est porté l'objet de la
demande avec un exposé des moyens en fait et en droit.
17
تغییر عناصر دعوی: شرحی بر ماده 98قانون آیین دادرسی مدنی
طرفین با بیان تاریخ آن باشد، رأی دادگاه باید موجه باشد .1بنابراین در حقوق فرانسه نیز در
آغاز دعوی باید عناصر دعوی مشخص شود و دادگاه نیز هنگام صدور حکـم بایـد عناصـر
دعوی را بهطور دقیق در رأی خود تعیین کند.
چرایی تعیین عناصر دعوی
سؤالی که مطرح میشود این است که چرا عناصر دعوی بایـد از ابتـدا تعیـین شـود؟ در
پاسخ به این سؤال باید گفت، هدف از طرح دعوی نزد قاضی رفع اختلاف بر سر حقی بین
دو یا چند نفر میباشد .2مقدمهی فصل خصومت، مشخص بودن طرفین دعوی، حـق مـورد
نزاع و سبب ایجاد حق میباشد. زیرا قاضی پس از احراز شرایط دعوی و قابل استماع بودن
آن و سپس استماع دفاعیات طرفین و فصل اخـتلاف، حکـم را صـادر مـیکنـد. بـهموجـب
حکم قاضی حقوق طرفین تعیین میشود. حال اگر عناصر دعوی بهطور دقیـق معـین نشـود،
صدور حکم و فصل نزاع امکانپذیر نیست.
بنابراین، تعیین عناصر دعوی مقدمـه صـدور حکـم اسـت و حکمـی کـه در آن عناصـر
دعوی بهطور دقیق تعیین نشده باشد، در واقع نزاع را فصل نکرده؛ زیرا حکم دادگاه پس از
صدور با توجه به عناصر آن از اعتبار امر مختومه برخوردار بوده و همان دعوی دگربار قابل
طرح نیست .3اما میدانیم که اعتبـار امـر مختومـه و طـرح آن در دادگـاه در صـورت طـرح
مجدد دعوی در فرضی امکانپذیر است که دعوای جدید بـا دعـوی قـدیم از نظـر عناصـر
یعنی اصحاب دعوی، موضوع دعوی و سبب دعوی یکسـان باشـد )کاتوزیـان، همـان، ص
.(181
1. art 455: le jugement doit exposer succinctement les prétentions respectives des parties et
leur moyens. Cet exposé peut rêvetir la forme d'un visa des conclusions des parties avrc
l'indication de leur date. Le jugement doit être motivé.
.2انه سمی القضاء قضاء، لأن القاضی یتم الامر بالفصل و یمضیه و یفرغ عنه: میرزا محمد حسن آشتیانی، همان، ص .2
.3إن الحکم القاضی لم یعتبر من باب اماریته علی الواقع محضاً و انما له موضوعیة فی فصل الخصومه و حسم المرافعه
و هو نافذ علی جمیع و لا یجوز رده و نقضه من أی احد، اذ کان قابلً للنقض لکان موجباً لتزلزل القضاء الامر الذی ینا
فی طبیعة السلطة القضائیة و یصطدم مع الغرض المتوخی من القضاء و ارجاع الناس الی القاضی فی مرافعاتهم: الشیخ
حسین المؤید، همان، صص 67ـ .66دکتر کاتوزیان نیز در مورد مبنای اعتبار امر قضاوت شده مینویسد: »نفع عموم در
این است که رسیدگی به دعوی، پایانی داشته باشد و پس از قطعیت حکم، طرح دوباره آن ممنوع شود. به منظور
رسیدن به این مطلوب، به تصمیم قطعی دادگاه اعتبار ویژهای داده شده است که به موجب آن هیچ مرجعی نمیتواند
حکم را معلق کند یا با صدور تصمیم مخالف آثار آن را از بین ببرد«، کاتوزیان، پیشین، ص .2
18
فصلنامه پژوهش حقوق خصوصی، سال دوم، شماره سوم، بهار و تابستان1392
ضرورت تعیین عناصر دعوی از لحاظ نقش قاضی و اصحاب دعوی در دادرسی
رجوع بـه دادگسـتری و اقامـهی دعـوی حـق اشـخاص بـوده و در دعـاوی مـدنی هـیچ
دادگاهی حق ندارد بدون تقاضا و درخواست اطراف دعوی وارد رسیدگی شود. مـادهی 2
قانون آیین دادرسی مدنی در این مورد مقرر میدارد: »هیچ دادگاهی نمیتواند بـه دعـوایی
رسیدگی کند مگر اینکه شخص یا اشخاص ذینفع یا وکیل یا قائممقام یا نمایندهی قانونی
آنان رسیدگی به دعوی را برابر قانون درخواست کرده باشد«. طرح دعـوی نیـز بـه موجـب
دادخواست میباشد )ماده 48قانون آیین دادرسی مدنی.( در دادخواست نیز عناصر دعـوی
باید تعیین شود )ماده 51قانون آیین دادرسی مدنی.( بنابراین تعیین عناصر دعوی در اختیـار
اصحاب دعوی است. زیرا خواهان در دادخواست خود، خوانده یـا خوانـدگان، موضـوع و
اسباب دعوی را تعیین میکند و خوانده نیز میتواند با اقامهی دعوی تقابل افزونبـر پاسـخ-
گویی به خوانده، موضوع دعوی را افزایش یا تغییر داده و بـدین ترتیـب بـر قلمـرو دعـوی
بیافزاید )مادهی 141قانون آیین دادرسی مدنی.(
همچنین خواهان و خوانده میتوانند بـا اقامـهی دعـوای جلـب شـخص ثالـث بـر تعـداد
اصحاب دعوی بیافزایند و اشخاص ثالت که خود را ذینفـع در دعـوی بداننـد، مـیتواننـد
وارد دعوی بشوند )مواد 130و 135قانون آیین دادرسی مدنی.( در نتیجـه مـیتـوان گفـت
تعیین عناصر دعوی با اصحاب دعوی بوده و قاضی همانگونه که در اقامهی دعـوی نقشـی
ندارد، در تعیین عناصر آن نیز دخالتی ندارد و این یک اصل بوده و قاضـی فقـط مـیتوانـد
نسبت به آنچه طرفین دعوی از او خواستهاند، تصمیم بگیرد و نمیتواند نسبت به چیزی کـه
موضوع دعوی نیست رأی دهد. گرچه قانون آیین دادرسی مدنی این اصل را بهعنوان یکی
از اصول دادرسی مدنی بهصراحت بیان نکرده است اما این اصـل بـهعنـوان یکـی از اصـول
دادرسی مدنی پذیرفته شده و از مادهی 426قانون آیین دادرسی مدنی قابـل اسـتنباط مـی-
باشد.
مادهی 426مقرر میدارد: »نسبت به احکامی که قطعیت یافته امکان دارد به جهات زیـر
درخواست اعادهی دادرسی شـود: 1ــ موضـوع حکـم مـورد ادعـای خواهـان نبـوده باشـد؛
2ـ حکم به میزان بیشتر از خواستهی صادر شده باشد«. در حقوق فرانسه این امر جزء اصـول
کلی دادرسی بیان شده است. مادهی 4قانون آیین دادرسی مدنی فرانسه در این مورد اعلام
19
تغییر عناصر دعوی: شرحی بر ماده 98قانون آیین دادرسی مدنی
میدارد: »موضوع دعوی بهوسیلهی ادعاهای متقابل طرفین تعیین میشود«. 1مادهی 5همـان
قانون نیز مقرر میدارد: »قاضی باید نسبت به تمام آنچه خواسته شده و فقط نسبت بـه آنچـه
خواسته شده رأی دهد« 2و دربارهی مستند بودن رأی نیز مادهی 7این قانون اشعار مـیدارد:
»قاضی نمیتواند رأی خود را مستند به واقعیتهایی کند که در دادرسی بحث نشدهاند«.3
بنابراین هم در حقوق ایران و هـم در حقـوق فرانسـه تعیـین عناصـر دعـوی و در نتیجـه
قلمرو آن بر عهدهی اصحاب دعوی بوده و قاضی در این مورد دخالتی ندارد.4
قسمت دوم ـ تغییر عناصر دعوی بعد از آغاز آن
همانگونه که گفته شد، دعوی عناصری دارد )اطراف دعوی، موضوع دعوی و اسباب
دعوی.( حال سؤال این است کـه آیـا بعـد از آغـاز رسـیدگی بـه دعـوی، اصـحاب دعـوی
میتوانند عناصر آن را تغییر دهند؛ بهعبارت دیگر و با توجه به اینکه عناصر دعـوی قلمـرو
آن را مشخص میکنند، آیا اصحاب دعوی بعد از شروع رسیدگی به دعـوی مـیتواننـد بـا
تغییر عناصر دعوی قلمرو آن را تغییر دهند؟ در پاسخ به سؤال یادشده باید گفت که پس از
آغاز دعوی اصل بر تغییرناپذیری آن است، مگر اینکه قانون استثنا کرده باشـد. ایـن اصـل
در حقوق کشور ما بهصراحت عنوان نشده اما با استقرا در مواد قانون آیـین دادرسـی مـدنی
میتوان آن را استخراج کرد. مواد 98و 130الی 143دربارهی دعاوی طاری مبین این امـر
است.
در حقوق فرانسه نیز گرچه در قانون آیین دادرسـی مـدنی مـتن قـانونی چنـین اصـلی را
پیشبینی نشده اما این اصل نزد حقوقدانان فرانسه و دکتـرین اصـلی پذیرفتـه شـده اسـت.5
پس از این مقدمه تغییر عناصر دعوی را بررسی میکنیم.
1. art - 4: l, objet du litige est determiné par les prétentions respectives des parties.
2. art - 5: le juge doit se prononcer sur tout ce qui est demandè et seulement sur ce qui est
demandé.
3. art - 7: le juge ne peut fonder sa décision sur de faits qui ne sont pas dans Le debat.
4. See: 1-Henry Motulsky, le rôle respectif du juge et des parties dans l'allégation des faits,
Dalloz, 1964, chron. P. 235. 2- Gérard Couchez, Procédeur civil, 15 e édotion, Sirey, 2008,
no227, P. 235, rôle respectifs du juge et des parties.
5. See: 1- Pierre Azard, l'immutabilitè de la demand en droit judiciaire francaise, les editions
domat, Montchrestion, 1935. 2- Jacques Miguet, immutabilité et evolution du litige – thése
pour la doctorat en droit, université des sciences socials Toulouse, 1975.
20
فصلنامه پژوهش حقوق خصوصی، سال دوم، شماره سوم، بهار و تابستان1392
تغییر اطراف دعوی
اطراف دعوی به موجب دادخواست آغازگر دعـوی، تعیـین مـیشـود )بنـد 1و 2مـاده
.(51به موجب این دو بند باید در دادخواست نام و نام خانوادگی خواهان یـا خواهـانهـا و
خوانده یا خواندگان بهطور دقیق با ذکر سایر مشخصات بیان شود.
حال سؤال این است که بعد از تقدیم دادخواست و آغاز دعوی آیا امکان مـیتـوان بـر
تعداد اشخاص داخل در دعوی اضافه کرده و بدین ترتیب اطراف دعوی تغییـر پیـدا کنـد؟
قانون آیین دادرسی مدنی به موجب ماده 130اجازه ورود اشخاص ثالث بـه دعـوی را داده
است. با ورود اشخاص ثالت به دعوی بر تعداد خواهانها اضافه میشود. همچنین ماده 135
اجازه جلب اشخاص ثالث را به دعوی میدهد. ثالثی که به دعوی جلـب مـیشـود خوانـده
محسوب شده )ماده 139قانون آیین دادرسی مـدنی( و بـدین ترتیـب بـر تعـداد خوانـدگان
دعوی اضافه میشود. بنابراین، به موجب مواد 130و 135تغییر اصحاب دعوی امکانپـذیر
میباشد. اما قانونگذار برای جلب شخص ثالث شرایطی را پیشبینی کرده است. به موجب
ماده 135امکان ارایهی دلیل برای طرح دعوای جلب شخص ثالث چه دعـوی در مرحلـهی
بدوی باشد چه تجدیدنظر تنها تا پایان جلسهی اول وجود دارد. بنابراین جلب شخص ثالـث
تنها در جلسهی اول امکانپذیر میباشد. البته با توجه به اینکه هماکنون رویـهی رسـیدگی
در دادگاههای تجدیدنظر بهصورت غیرحضوری است، این سؤال مطرح میشود که تعیـین
جلسهی اول در دادگاه تجدیدنظر چگونه میباشد؟ در پاسخ بـه ایـن سـؤال بایـد گفـت در
صورتی که پرونده به دادگاه تجدیدنظر ارسال شده باشد، پس از ارجـاع پرونـده بـه شـعبه،
مادام که شعبه به پرونده رسیدگی نکرده، تجدیدنظرخواه یـا تجدیـدنظر خوانـده مـیتوانـد
دادخواست جلب شخص ثالث را به شعبهی رسـیدگیکننـده ارایـه دهـد، هـمچنـین جلـب
شـخص ثالـث در اعتـراض بـه رأی غیـابی وفـق مـاده 136پـیشبینـی شـده اسـت. دادگـاه
تجدیدنظر در صورت احراز ارتباط دعوای جلب شخص ثالث با دعوای اصلی، آن را ثبـت
ِ
و جهت حفظ حقوق مجلوب ثالث، جلسه رسیدگی تعیین میکند. 1دربارهی دعـوی ورود
شخص ثالث، با توجه به این که اصل بر بیاطلاعی او از وجود دعوی میباشد، قانونگـذار
اجازه ورود شخص ثالث در مرحلهی بدوی و تجدیدنظر و درکلیهی جلسهها را داده است.
.1برای مطالعه پیرامون دعاوی طاری و شرایط اقامه آن ر.ک: مقصودپور، رسول، دعاوی طاری و شرایط اقامه آن،
چاپ دوم، تهران، مجمع علمی و فرهنگی مجد، .1389
21
تغییر عناصر دعوی: شرحی بر ماده 98قانون آیین دادرسی مدنی
تغییر موضوع دعوی
قبل از پرداختن بـه چگـونگی تغییـر موضـوع دعـوی، بایـد موضـوع دعـوی تعریـف و
مشخص شود. باید گفت که موضوع دعوی اعم از خواسته است و خواسته دعوی متقابل و
وارد ثالث را شامل میشود. به موجب بند سوم ماده ،51یکی از شرایط دادخواست، تعیـین
خواسته میباشد. نویسندگان حقوقی کتابهای دادرسـی خواسـته را تعریـف نکـرده بلکـه
مصداق آن را بیان کردهاند )متین دفتری، همان، ص 319و شمس، ،1381جلد ،2ص.(35
دکتر لنگرودی در کتاب دانشنامـهی حقـوقی، خواسـته را بـهگونـهای تعریـف کـرده کـه
مترادف با موضوع دعوی است. ایشان خواسته را اینگونه تعریف کـردهانـد: »آنچـه را کـه
مدعی از دادگاه تقاضا میکند، خواسته )مدعیبه( نامیده میشـود« )لنگـرودی، همـان، ص
.(337در قانون آیین دادرسی مدنی فرانسه موضوع دعوی آن چیزی میباشد کـه اصـحاب
دادگاه از دادگاه میخواهند.
مادهی 4این قانون مقرر میدارد: »موضوع دعوی با توجـه بـه ادعاهـای اطـراف دعـوی
معین میشود. این ادعاها با توجه بـه دادخواسـت و دفاعیـات خوانـده یـا خوانـدگان تعیـین
میشود«. 1در حقوق فرانسه همانگونه که آمد، ماده 4از موضوع دعوی سخن گفته اسـت.
بند 2مادهی 56قانون آیین دادرسی مدنی فرانسه نیز بیان موضوع دعوی، اسباب حکمـی و
موضوعی را از جمله شرایط دادخواست دانسته که ضمانت اجرای عدم رعایـت آن، ابطـال
دادخواست میباشد.2
امضای علی عابدینی خدایا هرگاه عمرم چراگاه شیطان شد آن را از من بگیر و قبض روحم کن .
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
شما قادر به مشاهده این قسمت نمی باشید  ورود // عضویت
۱۵-۱۰-۱۳۹۷ ۰۱:۴۱ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ ها بازدید آخرین ارسال
  تغییر عناصر دعوی: شرحی بر ماده 98قانون آیین دادرسی مدنی بخش 2 علی عابدینی 0 26 ۱۵-۱۰-۱۳۹۷ ۰۱:۴۲ صبح
آخرین ارسال: علی عابدینی
  تغییر عناصر دعوی: شرحی بر ماده 98قانون آیین دادرسی مدنی علی عابدینی 0 0 ۱۵-۱۰-۱۳۹۷ ۰۱:۳۹ صبح
آخرین ارسال: علی عابدینی
  تغییر رمز phpmyadmin در سی پنل wpouyan 0 191 ۱۰-۵-۱۳۹۷ ۱۲:۴۱ عصر
آخرین ارسال: wpouyan
  تغییر حکم قطعی در دادگاه علی عابدینی 0 2,964 ۱۲-۲-۱۳۹۳ ۰۱:۰۷ صبح
آخرین ارسال: علی عابدینی

پرش به انجمن: